شعثاء

لغت نامه دهخدا

شعثاء. [ ش َ ] ( ع ص )زن ژولیده موی. ج، شُعث. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). تأنیث اشعث به معنی زن پریشان موی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به اشعث شود.
شعثاء. [ ش َ ]( اِخ ) بنت عبداﷲ قرشیه صحابیة است. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با شعثاء

💡 او به جوان ناشناس حمله كرد، و بين آن دو چند ضربه رد وبدل شد، در اين هنگام آن جوان چنان ضربه بر بان شعثاء زد كه او را دو نصف كرد وبه پسرانش ملحق ساخت، حاضران از شجاعت او تعجب كردند، در اين هنگام اميرمؤمنان فرياد زد اى فرزندم برگرد كه ترس دارم دشمنان تو را چشم زخم بزنند. او بازگشت، اميرالمؤ منين (عليه السلام ) به استقبال او رفت و نقاب را از چهره اش رد كرد و بين دوچشمش را بوسيد، حاضران نگاه كردند ديدند قمر بنى هاشم حضرت عباس (عليه السلام) است.

💡 گفت: ولى من پيشنهاد اولى را خوش تر دارم، و اگر ما مسلمان بودنم دخترم شعثاء راشماتت نمى كردند اسلام مى آوردم ولى در يهوديت مى مانم تا شريك مصيبت شما باشم.سلام بن مشكم گفت: محمد حتما سفارش خواهد كرد كه از ديار من بيرون برويد، به مخالفت با او بر مخيزيد، اين بلا را خود به سرمان آورديم.

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز