لغت نامه دهخدا
شصتگان. [ ش َ ت ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان فسا. سکنه آن 204 تن است. آب آن از قنات و محصول آنجا غلات و حبوب وراه آن فرعی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
شصتگان. [ ش َ ت ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان فسا. سکنه آن 204 تن است. آب آن از قنات و محصول آنجا غلات و حبوب وراه آن فرعی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابداع و ترویج کسرهای اعشاری به قیاس با کسرهای شصتگانی که در ستارهشناسی متداول بود.
💡 در واقع کاشانی مقدار سینوس یک درجه را تا ده رقم صحیح شصتگانی حساب کرد.