شرکت جستن
مترادفها
مشارکت کردن، همکاری کردن
متضادها
تنهایی، انزوا، تنها ماندن
لغت نامه دهخدا
شرکت جستن. [ ش ِ ک َ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) درآمدن به انجمن. به مجمع پیوستن.در حلقه ٔ... درآمدن. شرکت کردن. دخالت کردن. وارد شدن: نمایندگان در جلسه دیروز مجلس شرکت جستند. دیپلمه ها در کنکور شرکت جستند. رجوع به شرکت کردن شود.
فرهنگ فارسی
در آمدن به انجمن به مجمع پیوستن
جمله سازی با شرکت جستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قلعهی فلکالافلاک خرمآباد برای خان زند نیز پناهگاه استواری بوده است و هر بار که به سبب قلت سپاه تاب نیاورده به خرمآباد واقع در پشت کوههای زاگرس پس نشسته. وی به سال ۱۱۶۶ (ق) مدتی را در این دژ به سر آورده و بعد از تجدید قوا شکستی بر سردار آزادخان افغان تحمیل نموده است. در همان اوان گروهی از مردم چگنی به ارتش زندیه پیوسته و در آن جنگ شرکت کردهاند. مردم چگنی با همراهی نمودن کریمخان زند و شرکت جستن در لشگرکشی که از لرستان به حمایت از او تشکیل شده بود وفاداری خود را به او نشان دادهاند، برخی از آنها به همراه کریمخان زند به شیراز میروند.