لغت نامه دهخدا
شروری. [ ش َ رَ را ] ( اِخ ) کوهی است بنی سلیم را. ( از منتهی الارب ). کوهی است مشرف بر تبوک در سمت مشرق آن و گویند شروری و رحرحان در ارض بنی سلیم است. ( از معجم البلدان ).
شروری. [ ش َ رَ را ] ( اِخ ) کوهی است بنی سلیم را. ( از منتهی الارب ). کوهی است مشرف بر تبوک در سمت مشرق آن و گویند شروری و رحرحان در ارض بنی سلیم است. ( از معجم البلدان ).
💡 توماس هیدن چرچ در نقش تال حیجس، تارک شروری که از جان کارتر و تارس تارکس بیزار است.
💡 دکتر اگمن، دانشمند دیوانه و شروری است که سعی دارد با اختراعاتش دنیا را نابود کند. سونیک و دوستانش سعی دارند جلوی اگمن را بگیرند تا بتوانند دنیا را نجات بدهند. اگمن تلاش میکند در کنار دو ربات دستیارش بر سونیک و دوستانش پیروز شود تا بتواند هفت زمرد آشوب را جمعآوری کند و دنیا را تسخیر کند، اما هر دفعه به نوعی از سونیک شکست میخورد.
💡 از نظر میلتون شر وارد جهان شده است و اکنون در آن ساکن است؛ شر در تضاد با خیر قرار دارد، بااینحال مطیع آن است، چراکه خیر قدرتی مطلق بر کائنات دارد. در بررسی شر، میلتون چندان جایگاه والایی به شیطان نمیدهد و سعی نداشت او را هم، همچون شروری در واپسین پردهٔ یک کمدی، آخرالامر خیر جلوه دهد.