لغت نامه دهخدا
شخاب. [ ش ِ ] ( ع اِ ) شیر تازه. ( منتهی الارب ). شیر که دوشیده شده باشد. ( از اقرب الموارد ). || ج ِ شُخبَة. ( منتهی الارب ). رجوع به شخبة شود.
شخاب. [ ش ِ ] ( ع اِ ) شیر تازه. ( منتهی الارب ). شیر که دوشیده شده باشد. ( از اقرب الموارد ). || ج ِ شُخبَة. ( منتهی الارب ). رجوع به شخبة شود.
شیر تازه شیر که دوشیده شده باشد یا جمع شخبه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شخاب یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر کیاسر استان مازندران قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سرب و روی است.