شتان

لغت نامه دهخدا

شتان. [ ش ُ ] ( هزوارش، اِ ) به لغت زند و پازند به معنی سالها باشد که جمع سال است و به عربی سنین خوانند. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( از آنندراج ).
شتان. [ ش َ ] ( اِخ ) نام کوهی است در مکه بین کَدا و کُدای و حضرت محمد ( ص ) هنگام حج از راه کَداء وارد مکه گردید. ( از معجم البلدان ).
شتان. [ ش َت ْ تا ن َ ] ( ع اسم فعل ) جداست. ( دهار ). اسم فعل به معنی بَعُدَ و مبنی است بر فتح و گاهی مکسور شود. ( از اقرب الموارد ). شتان بینهما ( بضم نون بین بنابر فاعل بودن و فتح آن بنابر ظرف بودن )؛ بسیار فرق است میان هر دو. ( از غیاث اللغات ) ( آنندراج ). چون دور است میان آن دو. ( ازمهذب الاسماء ). دورند از یکدیگر. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

جداست اسم فعل بمعنی بعد

جمله سازی با شتان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر دو گر یک نام دارد در سخن لیک شتان این حسن تا آن حسن

💡 امام على عليه السلام: شتان ما بين عملينعمل تذهب لذته و تبقى تبعته و عمل تدهب مؤ ؤ نته و يبقى اءجره (695)

💡 169 - و قال عليه السلام: شتان بين عملينعمل تذهب لذته و تبقى تبعته و عمل تذهب مئونته و يبقى اجره.

💡 یا فتی شتان بین انتقال و انتقال انتقال فی هوان و انتقال فی جنان

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز