لغت نامه دهخدا
شتافته. [ ش ِ ت َ ] ( ن مف ) اشتافته. عجله کرده. شتاب کرده.شتابیده. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به اشتافته شود.
شتافته. [ ش ِ ت َ ] ( ن مف ) اشتافته. عجله کرده. شتاب کرده.شتابیده. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به اشتافته شود.
( اسم ) ۱ - عجله کرده شتاب کرده. ۲ - تند رفته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنگاه که زبان از بیان احساسات ناتوان میماند، اعضا به یاریش شتافته و احساسات درونی انسان را به تصویر میکشند تا پتانسیل نهفته، آزاد شده و روح از بند عقدههای گوناگون رهایی یابد.
💡 درود بر حجاج بيت الله الحرام. سلام بر عموم مسلمانان جهان و سلام بر مسلمانان متعهدىكه از جهان اسلام بسوى حق شتافته و در جوار خانه خدا وفود نموده اند.
💡 در خواب مولاى ما حضرت امام صادق عليه السلام را مشاهده كردم كه با هديه اى بسبزرگ به ديدارم شتافته،... ولى گويا من قدر اين هديه اش را نمى دانم و ارزشش رادرست نمى شناسم.
💡 این بنده چندان که در خود بیند، نه در حلقه هیچ یک از آنها راهی دارد، نه از مسلک هیچ کدام آگاهی، نه قابل کفر است نه ایمان، نه مقبول کافر است نه مسلمان، نه توفیق زهد یافته، نه جانب جهد شتافته، نه تاب قعود آرد، نه طاقت شهود.
💡 در اين هنگام فرستاده ام ايمن (97) آمد و به اسامه گفت: برگرد كه پيغمبر درحال جان دادن است. اسامه بى درنگ برخاست و در حالى كه پرچم را با خود داشت، واردمدينه شد و آن را جنب درب پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه وآله - برافراشت. و اين درهمان لحظه اى بود كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - به جهان باقى شتافته بود.(پايان سخن ابوبكر جوهرى ).
💡 در طول مرجعيت آية الله ميلانى بويژه در سالهاى اقامتش در مشهد مقدس شخصيتهاىبزرگى از كشورهاى مختلف اسلامى به ديدار ايشان شتافته اند شخصيت جهانى اينفقيه بزرگ موجب گرديده بود كه علماى شيعه بزرگاناهل تسنن نيز براى گفتگو و مشاوره در مسائل مهم مذهبى رهسپار ايران شده و از نزديك ازنظرات ايشان آگاهى يابند.