شبخونی

لغت نامه دهخدا

شبخونی. [ ش َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی شبخون. راهزنی و غارت در شب. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با شبخونی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عشق، شبخونی زدن بر لامکان گور را نادیده رفتن از جهان

💡 غم مخور نادان که گردون در بیابان کم آب چشمه ها دارد که شبخونی به سیلابی زند