لغت نامه دهخدا
شب ساختن. [ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) صحبت در شب. ( فرهنگ نظام ). صحبت داشتن با کسی در شب. ( بهار عجم ):
سواد شب خون چو از تاختن
برآسود آمد به شب ساختن.نظامی.
شب ساختن. [ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) صحبت در شب. ( فرهنگ نظام ). صحبت داشتن با کسی در شب. ( بهار عجم ):
سواد شب خون چو از تاختن
برآسود آمد به شب ساختن.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوار شبیخون بر از تاختن برآسود و آمد به شب ساختن