شاه غاز

لغت نامه دهخدا

شاه غاز. ( اِخ ) دهی از دهستان دهدز شهرستان اهواز. دارای 77 تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات. محصول آن غلات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

جمله سازی با شاه غاز

💡 در دربند و آبخاز جنگی بر پا شد که هدف آن گسترش قلمرو و تسلط بر راه‌های تجاری دریایی و زمینی طرفین درگیر بود. در این میدان حاکم شروان و دربند، که مورد حمایت سلجوقیان بود، مورد هجوم روس‌ها و خزرها قرار گرفت. در این جنگ فرمانروایان سرزمین‌های حاشیهٔ دریای خزر برای حفظ موجودیت سیاسی و اقتصادی خود علیه مهاجمان متحدانه جنگیدند و رستم شاه غازی نیز در این اجتماع حضور داشت.

💡 در سال‌های پایان زندگی علاءالدوله، بزرگان طبرستان به دور شاه غازی جمع شده بودند و شوکت او از پدر فزونی یافته بود. شاه غازی یک سال پیش از مرگ علاءالدوله از او دژ دارا را درخواست کرد که پدر نپذیرفت و او به آرم رفت و به گوشه‌نشینی پرداخت و مشغول تحصیل فقه شد تا این که علاءالدوله به دلیل بیماری تمکین کرده و فردی به نام «جمال الملک» میانشان وساطت کرد تا دژ دارا به شاه غازی داده شود.