شانه بینی

لغت نامه دهخدا

شانه بینی. [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل شانه بین. فالگیری:
خاطرش چون از غبار لشکر خط جمع نیست
هر دم از زلف پریشان شانه بینی میکند.طاهرغنی ( از آنندراج ).بمن تابت شانه گر شد دچار
مرا روز و شب شانه بینی است کار.طاهر وحید ( از بهار عجم ).

فرهنگ عمید

فال گیری با استخوان شانۀ گوسفند.

فرهنگ فارسی

عمل شانه بین فالگیری

جمله سازی با شانه بینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اینها سلیم کاکنون، من می کشم ازان زلف عمری به پیش ازینم، می گفت شانه بینی