لغت نامه دهخدا
شامک. [ م َ ]( اِ مصغر ) جلیتقه و کرته ای که تا کمر را بپوشاند. ( ناظم الاطباء بنقل از اشتنگاس ). رجوع به شاماک شود.
شامک. [ م َ ]( اِ مصغر ) جلیتقه و کرته ای که تا کمر را بپوشاند. ( ناظم الاطباء بنقل از اشتنگاس ). رجوع به شاماک شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیروت، روستایی است از توابع بخش شامکان و در شهرستان ششتمد استان خراسان رضوی ایران.
💡 تپه طلایی شامکان مربوط به سدهٔ ۴ تا ۱۱ ه.ق است و در شهر شامکان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۱۰۰ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست.
💡 بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت بخش شامکان در سال ۱۳۹۵ برابر ۱۰۶۱۰ نفر بودهاست.
💡 این روستا در دهستان شامکان قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۹۶۱ نفر (۲۱۶ خانوار)
💡 ربع شامات، دهستانی از توابع بخش شامکان و در شهرستان ششتمد استان خراسان رضوی ایران است.
💡 شامکان، دهستانی از توابع بخش شامکان و در شهرستان ششتمد استان خراسان رضوی ایران است. مردم دهستان شامکان به زبان فارسی خراسانی با گویش سبزواری صحبت میکنند.مردم این دهستان شیعه مذهب هستند.