شامخه

لغت نامه دهخدا

( شامخة ) شامخة. [ م ِ خ َ ] ( ع ص ) مؤنث شامخ. رجوع به شامخ شود.

فرهنگ عمید

= شامخ: جبال شامخه اش با سپهر نجوی گوی / چو عاشقی که کند راز دل به یار اظهار (قاآنی: ۳۸۸ ).

جمله سازی با شامخه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در نبوت، حضرت خاتم انبياء صمد است. جاى خالى ندارد كه كسى نبوتش را پر كند،قرآن صمد است و نبوت خاتم انبياء، صمد است و همان طور كه حق (سبحان )صمد است،قرآن هم صمد است. قل كل يعمل على شاكلته و قرآن، نمودار دارايى گوينده اشاست. لذا آن را نهايتى نيست. و ما اين همه را مى خوانيم تا به مطالب شامخه معارفانسانى، يعنى كتاب و سنت آگاه شويم، اگر عارفى، حكيمى، عالمى،اهل قلمى، فرمايشاتى دارد، حقيقتش اين است كه:

💡 اميرمؤمنان عليه السلام عترت را كه در نهج البلاغه اسم مى برد مى فرمايد: فيهمكرائم القرآن و هم كنوز الرحمن. (393)عترتاهل قرآن هستند، قرآن در آنها عجين شده است و مراتب قرآن را سير كرده اند و معارج قرآن راپيموده اند و به مقامات شامخه قرآن رسيده اند و خود قرآن ناطق اند. آنان آثار و علايم ونشانه هايى دارند، حركات شان، رفتارشان، گفتارشان، قلم شان، همه قرآن است،همه حق محضند و صدق صرف است، آنان مبين حقايق اسماء الهيه اند.(394)

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز