سیه دانه

لغت نامه دهخدا

سیه دانه. [ ی َه ْ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) شونیز. ( دهار ). رجوع به سیاه دانه شود.

فرهنگ فارسی

شونیز

جمله سازی با سیه دانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتم که خال همچو سیه دانه ی ترا بر قرص آفتاب چه در خور نشانده اند

💡 نه حمامم که بگندم بفریبد دامم زلف دام است و بود خال سیه دانه ما

💡 کنم ز مشک سیه دانه های لعل بدخش کنم ز عقد شبه خوشه های در عدن

💡 مانند سیه دانه سویدای دلم تابنده ز قرص آفتابت چه خوشست

💡 امید خلاص از خَم زلفین توام بود در دام اگر آن خال سیه دانه نمی‌شد

💡 مرغکان چمن خلد شکار تو شوند دام از زلف سیه دانه گر از خال کنی

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز