سیه بادام

لغت نامه دهخدا

سیه بادام. [ ی َه ْ ] ( اِ مرکب ) کنایه از چشم سیاه خوبان. ( آنندراج ). چشم معشوق. ( غیاث اللغات ).
- سیه بادام افشاندن؛ رسمی است در ولایت که بر تابوت مرده بادامها را سیاه کرده می افشانند. ( غیاث اللغات ).

فرهنگ فارسی

سیاه بادام

جمله سازی با سیه بادام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بود رسم مصیبت بین مبهوت سیه بادام افشاندن به تابوت

ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز