سینه ریز

لغت نامه دهخدا

سینه ریز. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) رشته یا طوقی به جواهر یا سکه های زر که زنان آویزند و تا سینه ممتد باشد. گردن بندی فراخ که بر روی سینه افتد و بر آن جواهرو زینتهای دیگر آویخته است. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

رشته یا طوقی بجواهر یا سکه های زر که زنان آویزند و تا سینه ممتد باشد.

جمله سازی با سینه ریز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در گذر از خاک و خود را پیکر خاکی مگیر چاک اگر در سینه ریزی ماهتاب آید برون

💡 ز لب آب وصلی بدین سینه ریز که برآتش غم کباب از تو شد

💡 جان بر نتابد ای دل هنگامه ستم را از سینه ریز بیرون مانند تیغ دم را

💡 ناخن به سینه ریزی حسن هلال ازوست طرز نگاه کردن چشم غزال ازوست

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
طلف یعنی چه؟
طلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز