سیلی زن

لغت نامه دهخدا

سیلی زن. [ زَ ] ( نف مرکب ) سیلی زننده:
گفت سیلی زن سوءالی میکنم
پس جوابم گوی و آنگه می زنم.مولوی.

فرهنگ فارسی

سیلی زننده

جمله سازی با سیلی زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انگشت تر نکرده ام از بزم اهل جود سیلی زنان به سفره حاتم نشسته ام

💡 سوی بالا کند چو دود گریز دست سیلی زنان آتش تیز

💡 به گلشن گل اگر از رنگ و بوی خود سخن سازد نسیم صبحدم سیلی زنان دور از چمن سازد

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز