سیخ زدن

مترادف‌ها

فرو کردن، میخ کردن

فرهنگ معین

(زَ دَ ) (مص م. ) ۱ - (عا. ) کنایه از: اصرار کردن. ۲ - تحریک کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - بسیخ کشیدن قطعات گوشت. ۲ - اصرار کردن. ۳ - تحریک کردن.

ویکی واژه

(عا.)
کنایه از: اصرار کردن.
تحریک کردن.

جمله سازی با سیخ زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آشپز با مهارت بسیار شروع به سیخ زدن قطعات گوشت کرد تا آن‌ها را برای پختن در کنار زغال‌های گداخته و داغ آماده کند.

💡 در برخی از فرهنگ‌های غذایی، روش سیخ زدن میوه‌های مختلف و غوطه‌ور کردن آن‌ها در شکلات، یک میان‌وعده بسیار محبوب برای کودکان محسوب می‌شود.

💡 در برخی از متون ادبی، نویسندگان از عبارت سیخ زدن کلمات برای توصیف حملات تند و تیز و بی‌رحمانه در یک بحث سیاسی استفاده می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران