سیاه چمن

لغت نامه دهخدا

سیاه چمن. [ چ َ م َ ] ( اِخ )( قره چمن ). دهی است جزو دهستان عباسی بخش بستان آبادشهرستان تبریز. دارای 1298 تن سکنه. آب آن از رودخانه سیاه چمن. محصول آنجا غلات، توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است جزو دهستان عباسی بخش بستان آباد شهرستان تبریز

جمله سازی با سیاه چمن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رودخانه سیاه چمن (قره چمن) از ریزابه‌های سمت چپ شهری جایی از ارتفاعات قسمت غربی برغوش سرچشمه گرفته و نزدیکی روستای سیاه چمن به رودخانه شهری چای می‌خورد. سرچشمه شهری چای از کوه‌های اوجان است و به نوشته مستوفی، احتمالاً در قدیم رود میانج‌ نامه داشته‌است.