لغت نامه دهخدا
سگبانی. [ س َ ] ( حامص مرکب ) عمل سگبان:
برای پرورش جسم، جان چه رنجه کنم
که حیف باشد روح القدس بسگبانی.رودکی.سگبانی تو همی گزینم
در جنب سگان از آن نشینم.نظامی.
سگبانی. [ س َ ] ( حامص مرکب ) عمل سگبان:
برای پرورش جسم، جان چه رنجه کنم
که حیف باشد روح القدس بسگبانی.رودکی.سگبانی تو همی گزینم
در جنب سگان از آن نشینم.نظامی.
نگهبانی و حفاظت سگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سگبانی تو همیگزینم در جنب سگان از آن نشینم
💡 پیر اگر بر دست دارد این هوس پیشهٔ ما هست سگبانی و بس
💡 برای پرورش جسم جان چه رنجه کنم؟ که: حیف باشد روح القدس به سگبانی
💡 رنگ ماگیری و سگبانی کنی بعد سالی عقد و مهمانی کنی
💡 ۱۳۰. در زندگانی سعی کن تا به از دیگران باشی به فعل و صلاح و کرم، که در مردگی پادشاهان و گدایان یکسانند و اگر مدفن سلطانی یا سگبانی باز کنند میان ایشان فرق نتواند کرد.