سکنی گزیدن
مترادفها
ساکن شدن، منزل گزیدن، اقامت کردن
متضادها
کوچ کردن، رفتن
لغت نامه دهخدا
سکنی گزیدن. [ س ُ نا گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) سکنی کردن. ( از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مسکن کردن جای گرفتن.
جمله سازی با سکنی گزیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در طول حکومت بریتانیا در هند دمای هوای دارجیلینگ باعث شد این منطقه به ایستگاه تپهای (شهر تپهای) برای انگلیسیها تبدیل شود تا با سکنی گزیدن در آنجا از گرمای دشتهای سوزان در طول تابستانها رهایی یابند.
💡 در سالهای اولیه ایجاد بولدر سیتی، معادن نقشی حیاتی را در توسعه شهر ایفا کردند. کاوشهای معدن باعث سکنی گزیدن افراد بیشتری در شهر، چه به صورت مستقیم برای کار در معدن و چه به صورت غیر مستقیم برای پشتیبانی معادن از طریق مغازههای فروش ابزارآلات معدن، حمل و نقل، اتاق، و مسکن افراد و غذاخوریها شد. پس از اندک زمانی صنعت کشاورزی و آسیاب در این منطقه رونق گرفت.
💡 در سالهای گذشته شکلگیری شهرها، تعدادی از مراکز شهرها در مرکز مکزیک پدید آمد. مشهورترین آنها بنام سوئی سوئملکو میباشد که در کرانه جنوبی دریاچه تلکس کوکو واقع شدهاست. پژوهشگران انتظار دارند که فوران آتشفشان زیتل احتمالاً باعث این شده که توده عظیمی از مردم از دره مرکزی خارج شوند و به دره تئوتی وکان مهاجرت نمایند. این طریق از سکنی گزیدن سبب سرعت بخشیدن یا تسریع رشدجمعیت تئوتی وکان شد.
💡 مهاجرانی که پس از جنگهای طولانی در نهایت موفق به یافتن خانهای شدند، تصمیم گرفتند در آن منطقه دورافتاده سکنی گزینند و زندگی خود را شروع کنند.
💡 بسیاری از دانشمندان و فیلسوفان در طول تاریخ، برای یافتن آرامش ذهنی، ترجیح دادهاند در صومعهها یا کوهستانهای دور از هیاهو سکنی گزینند.
💡 با گسترش شهرنشینی، بسیاری از مردم ترجیح میدهند به جای زندگی در روستا، در آپارتمانهای مدرن و بزرگ در دل شهرهای پرجمعیت سکنی گزینند.