سکندر خوردن
لغت نامه دهخدا
سکندر خوردن. [ س ِ ک َ دَ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) پیش پا خوردن اسب و سر در آمدن و جز آن در رفتار. ( آنندراج ). بسر درآمدن ستور هنگام رفتن. ( ناظم الاطباء ). پیش پا خوردن اسب. ( مجموعه مترادفات ص 215 ):
سکندر خوران بادپای حیات
بدست تزلزل عنان ثبات.ظهوری ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بسر در آمدن ( اسب ) پیش پا خوردن.
جمله سازی با سکندر خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاهد بیخبریهاست سکندر خوردن هر که فهمیده نهد پا به زمین، پا نخورد