سپهر پای

لغت نامه دهخدا

سپهرپای. [ س ِ پ ِ ] ( ص مرکب ) بلند مرتبه:
اسبش سپهرجولان رمحش سپهرسنب
بختش سپهرمسند و تختش سپهرپای.سوزنی.

فرهنگ فارسی

بلند مرتبه

جمله سازی با سپهر پای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زیر سپهر پای به دامن کشیده ایم در فصل نوبهار ته پل نشسته ایم

💡 قدر او را سپهر پای سپر حزم او را زمانه دست‌گزای

💡 همتت چون گشاد دست به عدل قدر تو بر سپهر پای نهاد

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز