سپهر قدر

لغت نامه دهخدا

سپهرقدر. [ س ِ پ ِ ق َ ] ( ص مرکب ) عظیم منزلت. بزرگ مقام:
شاه سپهرقدر و خداوند تاج و تیغ
تیغش سپهرپیما تاجش سپهرسای.سوزنی.

فرهنگ فارسی

عظیم منطلت بزرگ مقام

جمله سازی با سپهر قدر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپهر قدر تو بحری که بهر غرقه خصم بود هزار چو گردون دایرش گرداب

💡 ریاض لطف را سروی سپهر قدر را بدری سریر خلق را شاهی جهان حسن را جانی

💡 جهان امن ترا چون ارم دو صد حرمست سپهر قدر ترا چون قمر دو صد قمرست

💡 ابوالملوک ملک ارسلان بن مسعود سپهر قدر و قدر رتبت و زمانه توان

💡 سپهر قدر تو بگذشته از مدارج قدس زمین جاه تو فرق سپهر فرسوده

💡 زمانه رای تو را گشته همچو بنده سپهر قدر بلند تو را چو چاکر

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
چهارپایان یعنی چه؟
چهارپایان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز