سویست
مترادفها
کلید، سوئیچ
لغت نامه دهخدا
سویست. [ س َ ] ( اِ ) به معنی سَویس که آگاه نبودن و غفلت است. ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ). رجوع به سویس شود.
جمله سازی با سویست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خار سه سویست هر چون کش نهی در خلد وز زخم او تو کی جهی
💡 چون سوی توام روی امید از همه سویست چون باب توام اصل مراد از همه باب است
💡 گویی که آن چه سویست آن سو که جست و جویست گویی کجا کنم رو آن سو که این سر آمد