سوغ. [ س َ] ( ع مص ) آسان بگلو فروبردن شراب را. || فروبردن زمین کسی یا چیزی را. || دویدن شتر ماده. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). || روا دیدن کسی را آنچه کرد آنرا. ( منتهی الارب ). جائز دانستن کاری را که کسی کرده است. ( از اقرب الموارد ).
سوغ. [ س َ ] ( ع اِمص ) جواز. ( نصاب الصبیان ) ( آنندراج ). || روانگی. ( آنندراج ). روایی. ( نصاب الصبیان ). || ( اِ ) گورایی. ( آنندراج ). دو بچه که در میان هر دو دیگری نزاده باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
جواز روانگی گورایی دو بچه که در میان هر دو دیگری نزاده باشد
[ویکی الکتاب] معنی سُّوقِ: ساقها ( جمع ساق است )
معنی سَائِغٌ: گوارا - راحت الحلقوم (سائغ اسم فاعل از سوغ است، گفته میشود: ساغ الطعام و الشراب - غذا و شراب روان شد و این را وقتی گویند که شراب (مایعات آشامیدنی ) گوارا باشد، و به آسانی در گلو رود.)
معنی لَا یَکَادُ یُسِیغُهُ: نمی تواند آن را به آسانی فرو برد( یُسِیغُهُ از سوغ است، وقتی گفته میشود: ساغ الطعام و الشراب یعنی غذا و شراب روان شد و این را وقتی گویند که شراب (مایعات آشامیدنی ) گوارا باشد، و به آسانی در گلو رود.نزدیک نیست به اینکه به آسانی فرو برد )
تکرار در قرآن: ۳(بار)
فرو رفتن از حلق به آسانی راغب گوید: «ساغ الشراب فی الحلق: سهل انحداره». این گوارا و شیرین و خوش نوش است و این شور، تلخ. اساغه فرو بردن از حلق. جرعه جرعه میخورد آن را و نتواند فرو برد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رهآوردهای زابل، شامل غذاهای سنتی، صنایع دستی، محصولات و سوغات است.
💡 اغلب مردم در تکاب به کشاورزی و دامداری مشغول هستند و شاید معروفترین سوغات این شهر که به نوعی صنایع دستی هم به حساب میآید فرش این منطقه باشد.
💡 و نيز مقدارى درهم و دينار طلب مى كنم تا براى اعضاء خانواده خود سوغات و هدايائىتهيّه نمايم.
💡 از سوغات این شهر میتوان به: شیره انگور، قیسی زرد آلو، نان شیر مال و فتیر اشاره کرد.
💡 یکی از مهمترین سوغات بخش جنت، عسل،مرکبات و بهارنارنج این بخش است که توانسته آوازه ایی در سطح کشور و کشورهای حوزه خلیج فارس و خاورمیانه بدست آورد.