سوت و کور

لغت نامه دهخدا

سوت و کور. [ ت ُ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) بی مردم. بی آواز و سخن و جای خالی یاجایی ساکت و بی سروصدا. ( یادداشت بخط مؤلف ): عروسی سوت و کوری بود؛ یعنی بی ساز و آواز و بی سر و صدا.

فرهنگ معین

(تُ ) (ص مر. ) (عا. ) ۱ - کساد، بی رونق. ۲ - بی سر و صدا، ساکت.

فرهنگ عمید

۱. بی فروغ، بی رونق.
۲. ساکت و خاموش، بی سروصدا، بی حال و نشاط.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - بینور بی فروغ بی رونق و جلا. ۲ - بی سر و صدا.

ویکی واژه

(عا.)
کساد، بی رون
بی سر و صدا، ساکت.

جمله سازی با سوت و کور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمین‌های اینجا متعلق به فردی به نام جعفر بود. در دوران قاجار اقوام مختلفی برای زندگی در زمین‌های جعفرخان به اینجا آمدند و با کشاورزی و دامداری در زمین‌های او روزگار می‌گذراندند. این افراد به تدریج خانه ساختند و سنگ بنای اولیه روستای جعفرآباد را گذاشتند. در گذر زمان مالک این زمین‌ها هم به ارباب جعفر معروف شد. البته بعضی او را کدخدا جعفر و تعدادی هم جعفرخان صدا می‌کردند. با رونق کشاورزی مهاجران در زمین‌های کدخدا جعفر اینجا دیگر سوت و کور نبود و زندگی در آن جریان پیدا کرده بود. همین عامل باعث شد تا برخی افراد قطعه زمین‌هایی را از جعفرخان خریده و اقدام به ساخت خانه‌هایی کاهگلی در کنار زمین‌های کشاورزی کنند.