لغت نامه دهخدا
سوبهار. [ ب َ ] ( اِخ ) نام بتخانه ای بوده است حوالی غزنین. با شین هم بنظر آمده و آنرا شابهار نیز گویند. ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ):
بیامد به بت خانه سوبهار
یکی خانه دید از خوشی چون بهار.اسدی.
سوبهار. [ ب َ ] ( اِخ ) نام بتخانه ای بوده است حوالی غزنین. با شین هم بنظر آمده و آنرا شابهار نیز گویند. ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ):
بیامد به بت خانه سوبهار
یکی خانه دید از خوشی چون بهار.اسدی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برین مژده خواهم کزاین کارزار چو رفتی به بتخانهٔ سوبهار