لغت نامه دهخدا
سوالب. [ س َ ل ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ سالبة. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
سوالب. [ س َ ل ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ سالبة. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نعماه تنعش نعش یحیی برمک من جدلته سوالب الایام