لغت نامه دهخدا
سه سرهنگ. [ س ِ س َ هََ ] ( اِمرکب ) کنایه از آفتاب، مریخ و زحل است:
دور باش قلمش چون بسه سرهنگ رسید
از دوم اخترش افشان بخراسان یابم.خاقانی.
سه سرهنگ. [ س ِ س َ هََ ] ( اِمرکب ) کنایه از آفتاب، مریخ و زحل است:
دور باش قلمش چون بسه سرهنگ رسید
از دوم اخترش افشان بخراسان یابم.خاقانی.
کنایه از آفتاب و مریخ و زحل است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دور باش قلمش چون به سه سرهنگ رسد از دوم اخترش افسان به خراسان یابم