لغت نامه دهخدا
سنگ سای. [ س َ ] ( نف مرکب ) سنگ ساینده:
گهی جانور بُد رونده ز جای
بسینه زمین در بتن سنگسای.اسدی.زهر بقعه شدندی سنگ سایان
بماندندی در او انگشت خایان.نظامی.
سنگ سای. [ س َ ] ( نف مرکب ) سنگ ساینده:
گهی جانور بُد رونده ز جای
بسینه زمین در بتن سنگسای.اسدی.زهر بقعه شدندی سنگ سایان
بماندندی در او انگشت خایان.نظامی.
سنگ ساینده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کُهی جانور بُد رونده ز جای به سینه زمین در به تن سنگ سای