لغت نامه دهخدا
سندان دل. [ س ِ دِ ] ( ص مرکب ) سخت دل. دل سخت. آهن دل. مقابل نرم دل:
مرد خندان دل نباشی مرد سندان دل مباش.سنایی.چه مایه بنده سندان دلم ترا ملکا
که در ترازوی نیکی کم از سپندانم.سوزنی.
سندان دل. [ س ِ دِ ] ( ص مرکب ) سخت دل. دل سخت. آهن دل. مقابل نرم دل:
مرد خندان دل نباشی مرد سندان دل مباش.سنایی.چه مایه بنده سندان دلم ترا ملکا
که در ترازوی نیکی کم از سپندانم.سوزنی.
سخت دل. آهن دل. مقابل نرم دل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سندان دل و سیمین تنی در سیم داری آهنی داری به خلد اهریمنی بس ساحری ای بوالعجب
💡 به سندان دلی روی در هم مکش به تندی پریشان مکن وقت خوش