سندان دل
لغت نامه دهخدا
سندان دل. [ س ِ دِ ] ( ص مرکب ) سخت دل. دل سخت. آهن دل. مقابل نرم دل:
مرد خندان دل نباشی مرد سندان دل مباش.سنایی.چه مایه بنده سندان دلم ترا ملکا
که در ترازوی نیکی کم از سپندانم.سوزنی.
فرهنگ فارسی
سخت دل. آهن دل. مقابل نرم دل
جمله سازی با سندان دل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سندان دل و سیمین تنی در سیم داری آهنی داری به خلد اهریمنی بس ساحری ای بوالعجب
💡 به سندان دلی روی در هم مکش به تندی پریشان مکن وقت خوش
💡 شاعر با استفاده از استعاره زیبا و عمیق سندان دل، سعی کرده بود تا رنجها و سختیهایی را که در قلب انسانهای عاشق وجود دارد، توصیف کند.
💡 در آن شبهای بسیار سرد و تنهایی، او احساس میکرد که تمام غمهای این دنیا بر روی سندان دل او کوبیده میشوند تا روحش را تغییر دهند.
💡 متن این شعر قدیمی به خوبی نشان میدهد که چگونه رنجهای زندگی مانند ضربات سنگین پتک بر سندان دل عمل میکنند و شخصیت انسان را میسازند.