سلوف

لغت نامه دهخدا

سلوف.[ س َ ] ( ع ص ) ستور پیش به آب رونده. ج، سُلف. ( از آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). اشتر پیش آهنگ. ( مهذب الاسماء ). || پیکان دراز. || اسب شتاب. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
سلوف. [ س ُ ]( ع مص ) پیش رفتن. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

پیش رفتن.

جمله سازی با سلوف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كلمه (انتهاء) به معناى ترك و صرفنظر كردن از عملى است به خاطر نهى از آن، وكلمه سلوف به معناى تقدم است، و سنت طريقه و روش را گويند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران