سقل

لغت نامه دهخدا

سقل. [ س َ ق ِ ] ( ع ص ) مرد لاغرمیان. || اسب نزار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ).
سقل. [ س َ ] ( ع مص ) زدودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). بزداییدن. ( المصادر زوزنی ).
سقل. [ س ُ ] ( ع اِ ) تهیگاه. صُقْل. رجوع به صُقْل شود. || آنچه میان سر سرین و کوتاه ترین استخوان پهلو است. لغتی است در صُقْل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به صُقْل شود.

فرهنگ فارسی

تهیگاه صقل یا آنچه میان سرسرین و کوتاه ترین استخوان پهلو است.

جمله سازی با سقل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دارای آبشار زیبایی به نام آغ سقل بوده که در دو کیلومتری و در ضلع غربی روستا قرار دارد.

💡 تپه قانلی بلاغ مربوط به سده‌های اولیه دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان زنجان، بخش مرکزی، روستای سقل طولی واقع شده و این اثر در تاریخ ۱ مهر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۳۵۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 چوباد اندر آمد به سقلی رسید خروشی به چرخ برین برکشید

💡 تپه قمشلو مربوط به سده‌های اولیه دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان زنجان، بخش مرکزی، روستای سقل طولی واقع شده و این اثر در تاریخ ۱ مهر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۳۵۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز