سفیدکاری
مترادفها
سفیدکاری، رنگآمیزی سفید
لغت نامه دهخدا
سفیدکاری. [ س َ /س ِ ] ( حامص مرکب ) گچ کاری. دیوار یا سقف خانه را با گچ برنگ سفید درآوردن. سپیدی. رنگ سپید:
آموزد سرو را سواری
شوید ز سمن سفیدکاری.نظامی.
فرهنگ معین
( ~. ) (حامص. ) گچکاری.
فرهنگ عمید
۱. شغل و عمل سفیدکار.
۲. گچ مالیدن به دیوار، گچ کاری.
۳. [قدیمی، مجاز] بی حیایی، بی شرمی.
فرهنگ فارسی
گچکاری
ویکی واژه
گچکا
جمله سازی با سفیدکاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مرمت ضلع جنوبی، سفیدکاری، برچیدن فضاهای الحاقی از جمله اقداماتی است که بر روی بقعه در دست انجام است.
💡 برای آمادهسازی دیوارها جهت رنگآمیزی نهایی، کارگران ابتدا باید عملیات سفیدکاری را با دقت بسیار زیاد روی تمامی سطوح انجام دهند.
💡 در برخی از تحلیلهای سیاسی، از اصطلاح سفیدکاری برای توصیف تلاش برخی دولتها جهت پنهان کردن اشتباهات گذشته خود استفاده میشود.
💡 انجام عملیات سفیدکاری در ساختمانهای قدیمی میتواند ظاهر آنها را کاملاً تغییر داده و به آنها جلوهای نو و بسیار تازه ببخشد.