سعید طائی
لغت نامه دهخدا
سعید طائی. [ س َ ] ( اِخ ) حکیم... جامع کمالات و صاحب احوالات پسندیده بود. در سخنگویی پایه عالی داشته. محمد عوفی او را توصیف کرده و اشعارش را در کتاب خود آورده او را معاصر سلاطین و آل سلجوق دانسته. او راست:
غم مخور ای بخرد این جهان بنماند
هرچه تو بینی خود آنچنان بنماند
راحت و شادیش پایدار نباشد
گریه و زاریش جاودان بنماند.( از مجمعالفصحاء ج 1 ص 248 ).حکیم الکامل ملقب بزین الشعراء و در شماره شعرای دوره سلجوق آورده است. رجوع به تاریخ ادبیات صفا صص 694 - 695 شود.
فرهنگ فارسی
حکیم... جامع کمالات وصاحب احوالات پسندیده بود. در سخنگویی پای. عالی داشته. محمد اوفی او را توصیف کرده و اشعارش را در کتاب خود آورده او را معاصر سلاطین و آل سلجوق دانسته.
جمله سازی با سعید طائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شعر سعید طائی مایهای دریایی است. هر نوایی که از آن عندلیب آستان فصاحت به گوش جان مشتاقان بینوا رسیدست، همه طربانگیز و دلآویز بودست؛ و چون در انقراض دهور و انقضاء سرور، ناپایداریِ ایامِ دولت و سرعتِ زوالِ موسمِ راحت، به چشم حقیقت نظر کرد، از برای تسلیت مهجوران و تنبیه مسروران این ابیات لطیف آبدار بپرداخت و این قلاید درر و غرر به دست صنعت بیان بساخت…