سعد اکبر

لغت نامه دهخدا

سعد اکبر. [ س َ دِ اَ ب َ ]( اِخ ) ستاره مشتری. ( آنندراج ) ( غیاث ):
ای بنظم آراستن باسعد اکبر همنفس
مدح سعدالملک مسعودبن سعدی گو و بس.سوزنی.از آسمان نظر سعد اکبر و اصغر
ببخت و طالع و نام بزرگوار تو باد.سوزنی.آسمان وز نثار ساغر او
سبحه سعد اکبر اندازد.خاقانی.نظیر سعد اکبر میر گشتاسب
که جای سعد اصغر زخمه اوست.خاقانی.

فرهنگ فارسی

ستار. مشتری.

جمله سازی با سعد اکبر

💡 قدر تو چرخ اعظم افلاک و انجم است رأی تو سعد اکبر مردی و مردمی

💡 ز گردون سعد اکبر داد پیغام بدستوری که با شاه است همنام

💡 سعدبن زنگی شاهی که فرود حق اوست سعد اکبر اگرش نایب دربان باشد

💡 داده بر دست سعادت هر زمان سعد اکبر سوی تو پیغام‌ها

💡 تو آنصدری که از همنامی شاه سعادت سعد اکبر را دهی وام

💡 قاضی چرخ را که لقب سعد اکبر است نام تو بر نگین سعادت نگار کرد

تزویر یعنی چه؟
تزویر یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز