لغت نامه دهخدا
سری کردن. [ س ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سواری کردن. ( آنندراج بنقل از اسکندرنامه ).
سری کردن. [ س ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سواری کردن. ( آنندراج بنقل از اسکندرنامه ).
سواری کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همتش را سر ز چرخ هفتمین برتر شده است بر سران روزگار او را سری کردن سزد
💡 سر مرد بهر سری کردن است چو نبود سری بار بر کردن است
💡 سری کردن مردم از مردمیست وگرنه همه آدمی آدمیست