سرگین کش

لغت نامه دهخدا

سرگین کش. [ س ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) زبال. ( ربنجنی ). زباله کش:
سهل کاری است امیرالشعرایی بودن
لیکن از میره باسهل نه سرگین کش میر.سوزنی.|| ( اِ مرکب ) جُعَل. گوگال.

فرهنگ فارسی

زبال. زباله کش. یا جعل. گوگال.

جمله سازی با سرگین کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بوالفضولی طعنه زد کای کار تو سرگین کشی کی خردمند این هنر را مایه عزت شناخت

💡 روز در کناسی و سرگین کشی شب ز بیم عاقبت دل آتشی

💡 در میانه که سراسر خوشی است روز و شب کار تو سرگین کشی است

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز