سرکس

سرکس

لغت نامه دهخدا

سرکس. [ س َ ک َ ] ( اِ ) نام مرغی است خوش آواز. ( برهان ) ( آنندراج ) ( رشیدی ) ( لغت فرس اسدی ):
سرکس بر پشت رود باربدی زد سرود
وز می سوری درود سوی بنفشه رسید.کسائی.
سرکس. [ س َ ک َ ]( اِخ ) نام محلی است به نخشب یا سمرقند:
خانه بساختی که نیست نظیر
خرم و خوش به سکه سرکس.سوزنی.

فرهنگ فارسی

نام محلی است به نخشب یا سمرقند

دانشنامه عمومی

سرکس ( به اسپانیایی: Cercs ) یک شهرستان در اسپانیا است که در بارسلون واقع شده است.
سرکس ۴۷٫۳۵ کیلومترمربع مساحت و ۱٬۳۳۱ نفر جمعیت دارد و ۶۵۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

سرکس

جمله سازی با سرکس

💡 شنیده ای که شود در سرکسان سودا سری که در سر سودا شده است آن من است

💡 چون ریشه سرکسی که سرگشته شود به زان نبود که با سررشته شود

💡 خوش گرد سرکسی نگشتیم حقا که هزار مرحبا داشت

💡 هم تو نیکی کردهٔ با سرکسی هم عوض نیکی بیابی تو بسی

💡 فارغ از پرسش دیوان قیامت می شد اگر آن دشمن جان بر سرکس می آمد

💡 کیست آن لعبت مغرور که رعناست زبس همه کس را سر او هست و درونی سرکس

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز