سرسول

لغت نامه دهخدا

سرسول. [ س ُ ] ( ع اِ ) زائد استخوان پشت ( گرده ). ( دزی ج 1 ص 645 ).

جمله سازی با سرسول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی در ۸ مهر ۱۳۶۴ در جریان درگیری مستقیم با نیروهای عراق در منطقه سرسول کلاشین عراق بر اثر برخورد ترکش موشکهای گراد کشته‌شد.