سرخ باده
مترادفها
شراب سرخ
لغت نامه دهخدا
سرخ باده. [ س ُ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) حمره و آن آماسی است از جنس طاعون. ( از منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
حمره و آن آماسی است از جنس. طاعون
جمله سازی با سرخ باده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 باده هم چو گل احمر یا لالهٔ سرخ باده هم چو دل عاشق یا روی نگار
💡 زان سرخ باده ای که زتاثیر رنگ او گردد عقیق، گر بچکانی به سندروس
💡 شاعر در اشعار خود از سرخ باده به عنوان نمادی برای لذتهای زودگذر و شور و شوق زندگی در میان گلهای سرخ و باغستان استفاده کرده است.
💡 در آن داستانهای قدیمی و افسانهای، قهرمان داستان همیشه در میخانههای تاریک با جامهای پر از سرخ باده به گفتگو با دوستانش میپرداخت.
💡 ادبیات کلاسیک فارسی پر است از توصیفاتی که در آن سرخ باده و شراب، نقش مهمی در تصویرسازی از فضای معشوق و مستی ایفا میکنند.