سر چراغ
لغت نامه دهخدا
سر چراغ.[ س َ رِ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آلتی فلزین که پیچ چراغ نفطی در آلت و فتیله از وی گذرد بر سر نفت دان چراغ. آلتی فلزین که بر سر شکم بلورین یا فلزین چراغ استوار کنند و فتیله از آن گذرد و پیچ چراغ نیز بدان پیوسته است. ( یادداشت مؤلف ). || اول شب، به اصطلاح دکانداران که در آن وقت نسیه نفروشند و نسیه را به شگون نگیرند. ( یادداشت مؤلف ).
جمله سازی با سر چراغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر ز عشق ترا هست آتشی در سر چراغ بتکده وخانقاه خواهی شد