لغت نامه دهخدا
سدپایه. [ س َ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) ( از: سد = صد + پای + َه، پسوند نسبت ) دارای صد و عدد کثیر، پا. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). هزارپا را گویند و آن خزنده ای است زرد که در گوش رود. ( برهان ) ( آنندراج ).
سدپایه. [ س َ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) ( از: سد = صد + پای + َه، پسوند نسبت ) دارای صد و عدد کثیر، پا. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). هزارپا را گویند و آن خزنده ای است زرد که در گوش رود. ( برهان ) ( آنندراج ).
هزار پا
دارای صد و عدد کثیر پا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فلک در خطبهاش جایی نهد پا که هست از منبرش سد پایه بالا
💡 گر از عرش اعلا شود زاغ کیوان ز سد پایه برتر ز عالی مکانی