سخن روا

لغت نامه دهخدا

سخن روا. [ س ُ خ َ رَ ] ( ص مرکب ) نافذالکلمه. که سخن او را بشنوند. مهتر و رئیس: مردی بود از جهودان بنی النضیر و مهتر و سخن روا بود و بر آن حصار بنی النضیر حکم داشتی. ( ترجمه تاریخ طبری بلعمی ).

فرهنگ فارسی

نافذ الکلمه که سخن او را بشنوند

جمله سازی با سخن روا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برای یک دو سه بی دست و پای گاه سخن مرا چه رنجه کنی این سخن روا باشد

💡 منم که جز بمدیحش سخن روا نکنم علاقه تا نکند منقطع روان از من

💡 منم عطای تو را بنده و یقین دانم که در ستایش خویشم سخن روا داری

کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز