لغت نامه دهخدا
( ستةعشر ) ستةعشر. [ س ِت ْ ت َع َ ش َ ] ( از ع، اِ مرکب ) نوعی صوف است:
گهی کردی او صاف سته عشر
که صوفست عین ثبات هنر.نظام قاری ( دیوان ص 175 ).رجوع به سته عشری شود.
( ستةعشر ) ستةعشر. [ س ِت ْ ت َع َ ش َ ] ( از ع، اِ مرکب ) نوعی صوف است:
گهی کردی او صاف سته عشر
که صوفست عین ثبات هنر.نظام قاری ( دیوان ص 175 ).رجوع به سته عشری شود.
مجموعه ایست شامل شانزده کتاب از جالینوس ( ه.م. ) حاوی رسالاتی از قبیل: فرق الطب الصناعه الصغیره النبض للمتعلین التاتی لشفائ الامراض الاسطقسات علی رای ابقراط کتاب المزاج عمل التشریح الصناعه الکبیره تدبیر الاصحائ الصناعه القوی الطبیعه المقامات الخمس النبض البحران ایام البحران ). اطبای قدیم اساس طب را بر این شانزده کتاب گذاشته اند.
نوعی صوف است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گهی کردی اوصاف سته عشر که صوفست عین ثبات هنر