سبق الایادی
مترادفها
برتری، پیشی گرفتن
لغت نامه دهخدا
سبق الایادی. [ س َ قُل ْ اَ ] ( ع اِ مرکب ) پیشی نعمتها. حق نعمت:
همه نامداران و گردنفرازان
بزنجیر سبق الایادی مقید.سعدی ( طیبات ).
فرهنگ فارسی
( مصدر اسم ) پیشی نعمتها حق نعمت: همه نامدران و گردن فرازان بزنجیر سبق الایادی مقید. ( طبیبات سعدی. کلیات )
پیشی نعمتها حق نعمت
جمله سازی با سبق الایادی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همه نامداران و گردن فرازان به زنجیر سبق الایادی مقید