سبز جوی

لغت نامه دهخدا

سبز جوی. [ س َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از آسمان:
چو قاروره صبح نارنج بوی
ترنجی شد از آب این سبز جوی.نظامی.

جمله سازی با سبز جوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو قاروره صبح نارنج بوی ترنجی شد از آب این سبز جوی

گولاخ یعنی چه؟
گولاخ یعنی چه؟
واتک یعنی چه؟
واتک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز