لغت نامه دهخدا
سایگه. [ ی َ / ی ِ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) مخفف سایگاه. سایه گاه:
ای آنکه فلک ظل درگهت را
در سایگه زینهار دارد.مسعودسعد.رجوع به سایگاه و سایه گاه شود.
سایگه. [ ی َ / ی ِ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) مخفف سایگاه. سایه گاه:
ای آنکه فلک ظل درگهت را
در سایگه زینهار دارد.مسعودسعد.رجوع به سایگاه و سایه گاه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای آنکه فلک ظل درگهت را در سایگه زینهار دارد
💡 هر کجا سایهست و شب یا سایگه از زمین باشد نه از افلاک و مه