سایه و نور
مترادفها
سایهروشن
لغت نامه دهخدا
سایه و نور. [ ی َ / ی ِ وُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کنایه از سایه درخت است چه سایه و آفتاب هر دو دارد. || کنایه از شب و روز هم هست. ( برهان ) ( آنندراج ). || سیاه و سفید. ( انجمن آرا ).
فرهنگ فارسی
کنایه از سایه درخت است چه سایه و آفتاب هر دو دارد
جمله سازی با سایه و نور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای ز تو روشن شده خورشید و ماه خود تو باشی سایه و نور الاه
💡 بنور و سایه چو امر سکون و سیر کنی زمانه فاصله یابد میان سایه و نور
💡 خط مشکین او بر لوح کافور چو در پای درختان سایه و نور
💡 توان گریخت اگر حاجت اوفتد مثلا به پشتی حرم حرمتش ز سایه و نور
💡 قطار روز و شب افتاده سایه و نوری ز اوج کنگره کاخ کبریای من است
💡 پدری و پسری سایه و نور یزدان پدری و پسری رحمت و فیض رحمان
💡 در نقاشیهای سبک امپرسیونیسم، بازی ظریف میان سایه و نور برای نشان دادن حرکت زمان و تغییرات جوی در محیط بسیار حیاتی است.
💡 عکاسان حرفهای همیشه سعی میکنند با تنظیم دقیق زاویه ورود نور، تضاد زیبایی میان سایه و نور ایجاد کنند تا عمق تصویر بیشتر شود.
💡 معماری مدرن با استفاده از پنجرههای بزرگ، اجازه میدهد تا ترکیب خیرهکننده سایه و نور در طول روز فضای داخلی ساختمان را تغییر دهد.